پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
104
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
را بدانجا فرستاد . چون حضرت به طرف مكّه روان شد ، مانند موسى بن عمران هنگام خروج از مصر و خوف از فرعون و قبطيان اين آيه قرائت فرمود : « فَخَرَجَ منها خائفاً يَتَرقَّب قالَ رَبِّ نَجّنى مِنَ القوم الظّالمين » ، [ قصص / 20 ] از طريق اعظم و جادهء معروف در حركت آمد ، موالى عرض كردند : كاش اين راه بگذارى و چنان كه ابن زبير كرده ، از بيراهه نهضت فرمائى ، چه اگر وليد كسى از پى طلب فرستد نتوانند رسيد . حضرت فرمود : « لا و اللّه لا افارقه حتَّى يقضى اللَّه ما هوَ قاض » ، ازين راه نگذرم تا بدان چه فرمودنى است خدا حكم فرمايد . « 1 » و هنگامى كه جمعى از مؤمنان جن به محضر آن حضرت شرفياب شدند و اظهار داشتند كه ما از شيعيان و ياوران توايم ، اگر فرمان دهى ، دشمنان تو را بكشيم ، حضرت در پاسخ آنان فرمودند : خداوند در قرآن مجيد فرموده : « قُل لَو كُنتم فى بيوتِكُم لَبَرَزَ الَّذينَ كتب عَليهمُ القَتل الى مضاجِعهم » ( آل عمران / 146 ) من اگر در اين ولايت اقامت ورزم ، آن هلاك شدگان بدبخت به چه چيز امتحان و آزمايش شوند ؟ ! و در آن تربت پاك ( / كربلا ) به جاى من ، كه آرام خواهد يافت ؟ از آن روز كه خداوند زمين بگسترد ، كربلا را برگزيد و پناه شيعيان و دوستان ما قرار داد ، در آنجا اعمال ايشان بپذيرد و دعاى ايشان اجابت فرمايد تا در اين جهان آنجا سكنى نمايند و در دو جهان آنها را امان باشد ، اكنون بازگرديد و پسين روز عاشورا كه مرا به درجهء رفيعهء شهادت رسانيده باشند ، باز آييد در وقتى كه احدى از اهلبيت من باقى نباشد كه قصد كشتن او نمايند . « 2 » مطالبى كه مرحوم فرهاد ميرزا دربارهء شهداى كربلا مىنويسد متقن و مستند است : چون از انصار و اعوان ديگر كس نماند ، نوبت شهادت به هاشميان رسيد . اولاد عقيل و جعفر و امير المؤمنين و امام حسن و سيّد الشّهداء - عليهم السلام - مصمّم جانفشانى گشته ، با يكديگر وداع باز پسين مىنمودند . هر چند بعضى از محدّثين ، نخست عبداللّه بن مسلم را نوشتهاند و ليكن مفيد در ارشاد و سيّد بن طاوس در لهوف و ابن اثير در كامل و ديگر محدّثين و مورّخين فريقَين حضرت علىّ بن الحسين ( ع ) را اوّلين هاشمى نگاشتهاند و زيارت منسوب به ناحيهء
--> ( 1 ) . قمقام زخّار ، ج 1 ، ص 270 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 271 و 272 .